محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
800
آثار عجم ( فارسى )
تشريف نياوردهاند و آن مكان هم اگر قديم دخمه و معبد پارسيها بوده است ، بوده باشد و ليكن مردمان و اشخاصى كه به اعتقاد درست ، پايى در آنجا مىنهند و دستى به دامان آن بزرگوار مىزنند ، البتّه مراد حاصل خواهند كرد . حكايت : از پدر ياد دارم كه مرا فرمود : وقتى ، كسى بر سر قبر يكى از مشركين نشسته بود . شخصى عبور كرد ؛ پرسيد : صاحب اين قبر كيست ؟ آن كس به مزاح گفت : قبر يكى از اولياست كه به استمداد از آن ، حاجت برآورده مىشود . روز ديگر ، آن شخص آنجا رفته ، فاتحه خوانده ، حاجتى طلب نمود ؛ همان روز برآورده شد ؛ كه حسن عقيدت داشت و خلوص نيت . از جمله آثار در كوه چهل مقام است : [ 481 f تخت ضرّابى ] « 1 » : تكيهاى است در كمر كوه ، بالاى سر تكيهء هفتتنان مذكور در پائين كوه ؛ تا به تخت مزبور ، مقدار 170 قدم است ، تخمينا . در آنجا سه اطاق از سنگ و گچ ساختهاند كه در پيش آنها ، ايوان است و در جلوى ايوان ، سكّويى وسيع و باغچهء كوچكى دارد ( 92 ) ؛ نظرانداز خوبى است . و آبانبارى هم در زير سكّو ساختهاند كه در زمستان از باران و سيل كوهسار پر شود و در تابستان به كار رود ( 93 ) . چون ذكر آثار در كوه چهل مقام به پايان آمد ، از آثار كوه ديگر كه در طرف دست راست مىباشد - و گفتيم در آن ، تكيهء مشرقى و غيره است - بيان مىنمائيم : [ تكيهء مشرقى ] ( 94 ) : تكيهء مشرقى در آن كوه است ؛ يعنى نزديك به تنگ اللّه اكبر از دامنهء كوه به مقدار 130 قدم كه به بالا روند ، مىرسند به چندين مسطّحه كه طبقه به طبقه است و در آن طبقات ، باغچهها است و در طبقهء آخرين - كه فضايى است وسيع و حوضى در وسط دارد كه آب آن حوض از ركنآباد است - طاقى است بسيار بزرگ از آجر ؛ و در وسط آن طاق با وسعت ، محجرى است و آثار قبرى ؛ و آن مزار عماد الدّين محمود « 2 » الحسنى الحسينى است . گويند وزير شاه شيخ ابو اسحق انجوى بوده [ است ] ؛ اللّه تعالى اعلم ( 95 ) . و چند اطاق ديگر در گوشه و كنار آنجا هست كه از كوه طبيعى است ( 96 ) ؛ يعنى
--> ( 1 ) . وجه تسميهاش اين است كه شخصى بود از معاصرين ، آقانام ، ملقب به « معيّر » كه در ضرابخانهء قديم شيراز ، رياست داشت ؛ آن تخت را ساخت . ( 2 ) . عماد الدّين محمود ، وفاتش در سنهء 828 هجرى است .